چیزهایی هست که نمیدانی...

زخم‌هایمان را بستیم و دوباره راه افتادیم. نپرسیدیم کجا می‌رویم! یا چرا باید برویم! یا اگر زخم‌ها خوب نشدند چطور طاقت بیاوریم! فقط دوباره راه افتادیم...

۵ مطلب با موضوع «#صندوقچه فیلم و سریال» ثبت شده است

شما میگید یک خدا وجود داره، من میگم نه، دوتا خدا وجود داره، یکی اونی که ما رو آفریده و یکی اونی که شما ساختینش، اونی که ما رو آفریده من چیزی درموردش نمیدونم، اما اونی که شما درستش کردین کاملا مثل خودتونه!

فیلمی زیبا و بسیار تاثیرگذار با داستان پردازی قوی که تعصبات کورکورانه رو به چالش میکشه! و قسمتی از باورهایِ خیلی افراد میتونه به قبل و بعد از تماشای این فیلم تقسیم بشه. بنظرم شما حتی اگر فیلم‌باز حرفه‌ای هم باشی ولی این فیلم رو به هر دلیلی ندیده باشی باخت دادی...قبلش هر تصوری که از فیلمای سینمای بالیوود دارین رو از ذهنتون بریزین بیرون، چون این فیلم شبیه به هیچکدوم نیست و از حد انتظار فراتره!

تا قبل از این سریال هیچ تمایلی به دیدن سریال های کُره‌ای نداشتم اما به جرعت میتونم بگم بی‌نظیر بود و پُر از حال خوب! اونقدری که دلم میخواد اگر وقت کردم یه بار دیگه ببینمش. ترکیبی از ژانر کمدی،رمانتیک،اکشن،فانتزی و جنایی! اگر میخواین توی روزای پر استرس یکم حال خوب به خودتون هدیه بدین از دیدن این سریال غافل نشید. هشدار: با خانواده نبینید!

برای چندمین بار بهم ثابت شد جنبه رمان خوندن یا سریال دیدن ندارم. چنان محو شخصیت‌های داستان میشم اون مدت و با تک‌تک کاراکترها زندگی میکنم که انگار واقعین و دیگه بعدش یکی باید منو از برق بکشه بیرون تا برگردم به حالت عادی. چندسالی بود میخواستم سریال خاتون رو ببینم ولی فرصتش پیش نمیومد. این چند روز خاتون میدیدم و امروز قسمت آخر بود که اصلا انتظارش رو نداشتم اینجوری پایانش مبهم باشه، با اینکه سریال جذابی بود ولی آخرین قسمتش اعصاب خورد‌کن تموم شد، نویسنده میتونست یکم مهربون تر قصه رو جمع کنه. الان فکرم پیش شیرزاده که درنهایت چه سرنوشتی براش اتفاق افتاد، بنظرم خیلی مظلوم واقع شد و این همه درگیری حقش نبود،اشکان خطیبی به شدت بازی معرکه‌ای داشت توی این سریال...

آدم ها از دور دوست داشتنی‌ترن؛ من از مردم همین شهرم، همه‌ی آدمای این شهرم دوست دارم چون تقریبا هیچ کدومشونو نمیشناسم! از آدم های بزرگ مجسمه ساختیم و دورش نرده کشیدیم، اگر کسی حرفهای مجسمه ها رو باور کنه، باید بین خودشو مردم نرده بکشه! من این حرف ها رو باور کردم، اصلا باور کردنی هست؟ "توانا بود هر که دانا بود" واقعا؟ من با همه غریبم، با مجسمه‌ی آدمها، با آدمهای مجسمه...

یه فیلم که اقتباسی از کتاب شب‌های روشن داستایوفسکیه و با اینکه از سال ساختش حدود بیست و سه سال میگذره اما دیالوگ ها هنوز خیلی تازه و ناب هستن، اگر یه فیلم ایرانی پر از گفتگوهای عمیق و زیبا میخواین، پیشنهاد میشه!

یه فیلم درام که موضوعش حول محورِ روانشناسی میچرخه، روایتی از اختلال افسردگی پس از سانحه! کاملا معمولیه ولی در لوکیشن ها و مناظر زیبایی فیلمبرداری شده که حس خوبی به بیننده منتقل میکنه :)